خرید بک لینک
سلام می خواهم بنویسم پر از واژه ام پر از اتفاق پر از ماجراهای اشکی و هیجانی و روزانه اما نمیشه هر روز صبح اول وقت که می رسم کنار صدتا تب مختلفی که هر روز چک می کنم بلاگفا رو هم باز می کنم اما عصر موق

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام بالاخره پیش بینی هوا شناسی درست از آب در اومد و هوا بارونی برفی شد.می خواستم از اپن فروشنده جلو در مترو کل بخرم فقط نرگس داشت یک آقایی اومد تند و سریع دو تا تراول پنجاه تومانی داد و همه نرگس ها

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

باز اینترنت داره بازی در می یاره مدیر عامل اومده بالای سر من ایستاده وقتی می بینه واقعا عیب از من نیست میگن بقیه اش رو خودم انجام می دهم اصلا بهش نگاه هم نمی کنم می گم باشه ممنون و سرم رو می ندارم پای

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام یک عالمه نوشتم گلایه کردم از همه چی از آدم های که من رو نمی فهمند من هم اونها رو نمی فهمم از توقعات بی جا از انگیزه ای که ندارم و از همه چی از اتفاقاتی که برای مامان افتاد از خون دماغ شدن هام و

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام چقدر دوست داشتم بنویسم ولی دقیقا توی ماشین شارژ گوشیم تموم شد و تا پاور بانک رو روشن کنم و شارژ بشه رسیدیم خونه ساعت سه و سیزده دقیقه بامداد از یک جاده برفی و یک عالمه ترافیک بالاخره رسیدیم خونه

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام دوشنبه بارونی رو اصلا نمیشه نادیده گرفت . اصلا قرار بود امروز یک جور دیگه ای بشه اما خب بارون بر همه چی اولویت داره و وقتی بارون می یاد همه کارها باید اولیت هایشان تغییر کنه . خوشحالم که قرار دیر

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام تمام امروز رو خواب بودم توی خواب و بیدار هی با خودم کلنجار رفتن هی دویدم هی زمین خوردم و از روی بلندی پرت شدم پایین هر بار چشم باز کردم اتاق تاریک بود و فکر کردم اخیش هنوز وقت دارم برای خوابیدن و

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام هر بار که درباره متهم های سابقه دار با جرم شناس ها و پلیس ها حرف می زدم متفق القول می گفتند قبح جرم و بزه کاری برای متهم ها می ریزه و از بین می ره برای همین با وجودی که می دونند چه آینده ای در ان

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام دیدن چه نعمت خوب و بزرگ و بی نظیریه به خاطر چشم هامون باید روز هزاران بار خدا رو شکر کنیم بر اثر یک اتفاق وایتکس پاشیده شد توی چشم هام و کور شدم دو روزه همه چیز برایم سیاه بود برای من که این همه

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

سلام بهمن ماه هم رسید به ایستگاه آخر حالا یک ماه تا پایان سال فقط وقت هست سی روز دیگه سال ۹۷چکدونش رو می بنده و برای همیشه ساکن سرزمین خاطره ها میشه اصلا یادمون نمی مونه توی ۳۶۵روزش چند روز از دلشوره

برچسب: نویسنده: اشکان پورحسین تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 15:36

صفحه بندی